ایلیاایلیا، تا این لحظه: 16 سال و 9 ماه و 16 روز سن داره

ایلیا عشق مامان الی

استخر

ایلیای عزیزم تقریبا" 2 ماهه که همراه بابایی 3 روز در هفته میرن استخر  و خوش می گذرونن. بابا کلی از مهارتهای پسرش تعریف میکنه و میگه خودش به تنهایی توی  4 متری شیرجه میزنه وشنا میکنه . گاهی هم عمو جواد با اونها میره و به من میگه حتما" واسه ایلیا  جونم اسپند دود کنم. اینم گل مامان در استخر ...
19 بهمن 1391

مهدکودک

قند عسلم از اول بهمن ماه به مهدکودک می رود 2 روز اول عالی بودی گلم .خانم مربی میگفت باور نمی کنه که تا حالا مهد  نرفته باشی.ولی از روز سوم که فهمیدی  که  باید همیشه بری کلی گریه کردی  که دیگه بسه نمی خوام برم خسته  شدم و........... ولی بعد از چند روز الان به راحتی با سرویس میری و بر میگردی اینم روز اول ایلیا در مهد که از خانم مربی جایزه گرفتی ایلیا در حال دوچرخه سواری و منتظر سرویس مهد دست مامان جون مهربونت درد نکنه که این بلوز وشلوار رو با عشق برای تو بافته ...
19 بهمن 1391

تولد ایلیا

  ایلیای عزیزم ساله شدن مبارک پسرم همیشه کنارم باش که  من بی تو هیچم تولد 3 سالگی ایلیا رو خونه مامانم گرفتیم ولی با تجربه تولدهای قبلی که براش گرفتم امسال زیاد شلوغش نکردم کلا" جشن رو ساده تر برگذار کردم و زیاد خودم رو خسته نکردم مهمونا که اومدن کلی انرژی داشتم. چند مسابقه مثل استپ رقص و مسابقه صندلی واسه بچه ها گذاشتیم وبهشون جایزه دادیم واسه بزرگتر ها هم مسابقه اسم فامیل ، حدس بزن روی پیشونیت چی نوشته و مسابقه هر جوابی غیر از بله وخیر برگزار کردیم البته با جایزه خیلی به همه خوش گذشت   از من عکس نگیرررررررررررررررررررررررررر!!!!!!!!!!!!! ...
19 بهمن 1391

تغییرات بزرگ

  بالاخره مامان الی تصمیم  گرفت که اقماری بشه و 15 روز در ماه کار کنه و15 روز استراحت ودر خدمت خانواده!!!!!!!!!!!! خونه سازمانی رو تحویل دادیم وروز عید فطر اسباب کشی کردیم حالا بیشتر میتونم واسه پسر عزیزم وقت بذارم .   ...
19 دی 1391

تولد ارشیا

  این پست مربوط به تولد ارشیا کوچولو 4 فروردین است که بدلیل خرابی دوربین الان میذارمش ارشیا عزیزم تولدت مبارک الهی 120 ساله بشی عزیز عمه   ...
19 دی 1391

النا عشق من

    ایلیا جونم میدونی بهترین اتفاق امسال واسه مامان الی چی بوده؟؟؟ تولد النا دختر دایی اشکان  که به سلامتی 17 مرداد 91 به دنیا اومد وبا خودش یه دنیا شور و شادی به خونمون آورد النای عزیزم الهی همیشه سالم وشاد باشی که با اومدنت سبد سبد شادی اوردی ایلیا و ارشیا  هم کلی ذوقت رو دارن و کلی هم دور و برت و میگردن و دوست دارن!!!!!!!! پیشنهاد اسمت هم از عمه الی بود و اولین کسی هم که اسمت رو صدا زد عمه بود النا  الان دیگه 5 ماهست اینم عکسش     ...
19 دی 1391

زیارت کربلا

    ایلیا جون  ، بابایی خرداد ماه امسال رفتن به زیارت امام حسین مامان الی هم به خاطر ناامنی کشور عراق ، تا بابایی برگرده کلی نگران بود بابا هم به سلامتی برگشت تو هم کلی منتظرش بودی اینم گل پسرم توی حیاط  خونه بابا جونش منتظره تا بریم استقبال بابایی فرودگاه   ...
19 دی 1391